پسر نوجوان دلش براي دوست تلفني اش كه تا به حال نديده بود،تنگ شده بود.چندين بار شماره را گرفت اما پدر دختر جواب مي داد.موقع بيرون آمدن از باجه كلي با دختري كه بيرون معطّلش كرده بود.مشاجره كرد.دخترك داخل شد وبه سرعت شماره كسي را مي گرفت كه از او دور مي شد.

+ نوشته شده توسط مهدی صباغی در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت
21:32 |


